درسنامه آموزشی جامعه شناسی (3) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 9: پیشینۀ علوم اجتماعی در جهان اسلام
نقل شده است که روزی پیامبر اکرم (ص)، وارد مسجد مدینه شد و دید که دو حلقه در مسجد تشکیل شده است؛ در یکی از آنها افراد به ذکر و عبادت مشغولاند و در یکی دیگر به تعلیم و تعلّم. پس فرمود: «هر دو گروه کار نیک میکنند اما من برای تعلیم فرستاده شدهام». سپس در حلقۀ تعلیم و تعلم نشست.
(شهید ثانی، منیةالمرید)
روزی رسول خدا (ص) به مسجد آمد. گروهی را دید که دور مردی جمع شدهاند و او را علّامه میخوانند. پیامبر (ص) پرسیدند: «در چه چیزی علامه است؟» گفتند: «او داناترینِ مردم به نَسَبهای اعراب و به روزهای مهمِ جاهلیت آنان است». پیامبر (ص) فرمود: «این علمی است که اگر کسی آن را نداند، ضرر نمیکند و برای کسی که آن را میداند هم نافع نیست».
(امالی شیخ صدوق)
به نظر شما در جهان اسلام، علم چه جایگاهی دارد؟ علم نافع چه ویژگیهایی دارد؟ دربارۀ پیشینۀ علوم اجتماعی در جهان اسلام چه میدانید؟
منزلت علم
در اسلام، علم از مهمترین ارزشهاست. در قرآن کریم از علم به عنوان هدف آفرینش یاد شده است؛ علم، علت برتری انسان بر فرشتگان معرفی گردیده و انسان به سبب علم، خلیفهٔ خداوند در زمین شده است.
|
|
|
قرآن کریم کتاب علم است. پیامبران نیز برای تعلیم و تربیت آدمیان مبعوث شدهاند. علم مراتب و انواعی دارد و یادگیری همۀ علوم ارزش یکسانی ندارد. آموختن برخی علوم مانند سِحر، در اسلام منع شده و در مقابل، یادگیری برخی علوم، لازم و ضروری دانسته شده است. در واقع، مسلمانان به آموختن علم نافع تشویق شدهاند و از یادگیری علمی که فایدهای نداشته باشد، منع گردیدهاند. آیا میدانید علم نافع چه نوع علمی است؟
علوم ابزاری که نیازهای روزمرۀ جامعۀ اسلامی را برطرف میکنند، مانند علم پزشکی، علوم فنی و مهندسی و علوم پایه که به نوعی مادر این علوم بهشمار میآیند، از جمله علوم نافعاند. اما علوم نافع در جهان اسلام به این علوم محدود نمیشود. علومی که دربارۀ چگونگی استفاده از علوم ابزاری و اهداف، ارزشها و آرمانهای انسان صحبت میکنند نیز علم نافع هستند. علاوه بر این، علومی که دربارۀ حقیقت انسان و آغاز و انجام او سخن میگویند نیز علم نافع محسوب میشوند. این دسته از علوم یعنی علم به نفس، علم توحید و علم به مبدأ و معاد، از نافعترین علوم شمرده شدهاند.
علم به جامعه و تاریخ (علوم اجتماعی) نیز از دیگر علومی هستند که اگر به قصد درس آموختن از رفتار گذشتگان و شناخت قوانین اجتماعی برای استفاده از آن قوانین در حال و آینده آموخته شوند، علم نافع هستند.
|
|
معرفة النفس انفعالمعارف: خویشتنشناسی، مفیدترین دانشهاست. (حضرت علی) |
تحقیق کنید (صفحهٔ 99 کتاب درسی)
به یکی از دو روش زیر با سهم دانشمندان مسلمان در پایهگذاری علوم طبیعی جدید آشنا شوید؛
- دعوت از یک کارشناس تاریخ علم به کلاس
- مراجعه به یکی از کتابخانههای معتبر با نظارت و هدایت دبیر کلاس برای انجام یک تحقیق کتابخانهای
علوم اجتماعی در قرآن
قرآن کریم کتابِ هدایت بشری است و در مسیر هدایت، به زندگی اجتماعی انسان توجه ویژهای دارد. قرآن در موارد متعددی هم به توصیف و تبیین زندگی اجتماعی انسانها میپردازد؛ یعنی به این اشاره میکند که در جوامع چه میگذرد و چرا؟، هم به نقد و ارزیابی جوامع و فرهنگهای بشری میپردازد و هم جامعۀ آرمانی مورد نظر خود را ترسیم میکند.
قرآن کریم، قوانین حاکم بر تداوم و تغییر جوامع و امتهای مختلف را «سنتهای الهی» مینامد و آدمیان را برای شناخت این سنتها تشویق میکند.
علاوهبر این، به فرهنگهای مختلف و امتهای گذشته نیز اشاره میکند و رفتار و فرهنگ گذشتگان را مورد ارزیابی انتقادی قرار میدهد؛ رفتار عاقلانه آنها را تأیید میکند و از رفتار جاهلانه و سفیهانهٔ آنها انتقاد میکند.
همچنین قرآن بارها دربارهٔ جامعۀ آرمانی سخن میگوید و آن را جامعهای معرفی میکند که در آن به عدالت و قسط رفتار میشود. جامعۀ آرمانی قرآن، فرهنگ حق دارد و در آن به کسی ظلم نمیشود و در برابر ظلم دیگران مقاومت میشود. این جامعه، قصد ظلم به دیگر جوامع را ندارد امّا ظلم دیگران را هم نمیپذیرد، بهعلاوه، تا آنجا که بتواند به ستمدیدگان و مستضعفان جهان یاری میدهد.
قرآن کریم یادآوری میکند که پیامبران خدا برای تعلیم اینگونه معارف و ساختن جامعه و فرهنگ، بر اساس عدالت و قسط مبعوث شدهاند.
دلیل بیاورید (صفحهٔ 101 کتاب درسی)
قرآن کریم سنتهای اجتماعی متعددی را به ما معرفی میکند و آنها را سنتهای الهی مینامد. همچنین، ما را به شناخت سایر سنتهای الهی که در قرآن معرفی نشدهاند دعوت میکند.
آیا آن دسته از سنتهای اجتماعی که ما آنها را از طریق تجربه و عقل میشناسیم نیز سنتهای الهیاند؟
علم مدنی و علم عمران
متفکران مسلمان در جهان اسلام با توجه به آموزههای قرآنی، علم اجتماعی نافع و متناسب با جهان اجتماعی خود را پدید آوردهاند. آنها جوامع مختلف را مطالعه کرده و آثار و کتابهای فراوانی نوشتهاند. فارابی، ابوریحان بیرونی و ابن خلدون از جملهٔ اندیشمندانی هستند که در حوزۀ علوم اجتماعی، آثار مهمی از خود بهجا گذاشتهاند.
فارابی علم اجتماعی را زیرمجموعۀ علوم انسانی میدانسته و آن را «علم مدنی» نامیده است. او با توجه به جوامع زمان خود و جوامع گذشته و همچنین با استدلال عقلی، جوامع مختلف را بر اساس نوع علم، اندیشه، فرهنگ و رفتاری که دارند، به انواعی تقسیم کرده است.
فارابی جوامعی را که از علوم عقلی بیبهرهاند، «مدینهٔ جاهله» نامیده است. در جوامع جاهله علم ابزاری میتواند وجود داشته باشد اما علمی که از ارزشها، آرمانها و حقیقت زندگی سخن بگوید، وجود ندارد.
|
|
فارابی جامعهای را که بر محور علم سازمان یافته باشد، مدینۀ فاضله مینامد. مدینۀ فاضله، جامعۀ آرمانی مورد نظر اوست. علم در مدینهٔ فاضله، به علم تجربی محدود نمیشود و علوم عقلی و وحیانی را نیز دربرمیگیرد.
«مدینۀ فاسقه» و «مدینۀ ضاله» در نظریهٔ فارابی، جوامعی هستند که در نتیجهٔ انحراف از مدینهٔ فاضله، شکل گرفتهاند.
مدینۀ فاسقه جامعهای است که در اثر انحراف عملی از مدینهٔ فاضله بهوجود میآید. در مدینۀ فاسقه، با آنکه مردم علوم وحیانی و عقلانی را میشناسند، امّا از آنها بهره نمیگیرند، یعنی با آنکه مردم حقیقت و عدالت را میشناسند یا امکان شناخت آن را دارند، بر اساس آن عمل نمیکنند. مدینۀ ضالّه جامعهای است که در اثر انحراف نظری از مدینهٔ فاضله شکل میگیرد. در مدینۀ ضاله، نظرات علمی پذیرفته شده در مدینۀ فاضله هم تحریف میگردند و آرمانها، ارزشها و امور غیرعقلانی، آرمانها و ارزشهای عقلانی معرفی میشوند.
پس از ارائهٔ این تقسیمبندی، فارابی با نگاه انتقادی به جوامع زمان خود مینگرد و آن جوامع را مدینههای فاسقه یا ضاله میداند.
بنابراین علم مدنی فارابی از همۀ ظرفیتهای علوم اجتماعی برخوردار است:
- به توصیف و فهم کنشها و ساختارهای جوامع مختلف میپردازد.
- به تبیین یعنی علّتیابی واقعیتهای اجتماعی و بررسی تغییرات و تحولات آنها میپردازد.
- دربارهٔ هنجارها، ارزشها و آرمانهای جوامع مختلف، داوری علمی میکند و رویکرد انتقادی به جامعۀ خود و دیگر جوامع دارد.
- دربارهٔ هنجارها، نحوۀ رفتار و سبک زندگیِ کنشگران سخن میگوید و بایدها و نبایدهایی برای زندگی اجتماعی تجویز میکند.
ابوعلی مسکویه و ابوریحان بیرونی از دیگر متفکران اجتماعی هستند که آثار ارزشمندی پدید را آوردهاند. ابوعلی مسکویه با نگاهی تبیینی کتاب «تَجارِبُالاُمَمْ» در هشت جلد تألیف کرد و ابوریحان بیرونی در کتاب «تحقیق مالِلْهِند» با روش تجربی و تفهمی، فرهنگ جامعۀ هند را توصیف کرد و با استفاده از روش عقلی، به ارزیابی انتقادی این فرهنگ نیز پرداخت.
است. |
|
ابن خلدون یکی دیگر از اندیشمندان مسلمان است که با تأثیرپذیری از قرآن، به دنبال شناخت سنتهای الهی در جامعه بود. او در مطالعات خود به روش عقلی توجه چندانی نداشت و بیشتر از روش حسی و تجربی استفاده میکرد و بنابراین از جامعۀ آرمانی سخنی نگفت.
ابن خلدون با استفاده از تجربهٔ تاریخی جوامع پیرامون خود از «عصبیت» بهعنوان عامل شکلگیری جوامع یاد میکند و این دریافت خود را به همه جوامع تعمیم میدهد.
رویکرد ابنخلدون، انتقادی نیست و جامعهشناسی او در مقایسه با جامعهشناسی فارابی محافظه کارانه است. ابن خلدون علم اجتماعی خود را علم عمران مینامد.
مقایسه کنید (صفحهٔ 105 کتاب درسی)
فارابی و ابنخلدون دو اندیشمند اجتماعی جهان اسلاماند. با مقایسهٔ اندیشه اجتماعی آنها، دو شباهت و دو تفاوت مهم اندیشهٔ آنها را بیان کنید و درباره دوری و نزدیکی اندیشه اجتماعی آنها با یکدیگر گفتوگو کنید.
نمونه بیاورید (صفحهٔ 106 تا 107 کتاب درسی)
در درسهای گذشته با انواع علوم اجتماعی تبیینی، تفسیری و انتقادی (تجویزی) آشنا شدید. برای کسب هر کدام از این علوم، نوع متفاوتی از عقل و عقلانیت به کار گرفته میشود. عقل معانی مختلف و کاربردهای متفاوتی دارد و برای هر کدام از این معانی و کاربردها، اصطلاحات ویژهای وجود دارد. گاهی عقل را در یک معنای عام به کار میبرند که هرگونه تلاش ذهنی و فکری را شامل میشود که هم عالمان در دانش علمی از آن استفاده میکنند و هم عموم مردم در دانش عمومی از آن بهره میبرند. در این معنا میتوان از انواع عقل سخن گفت از جمله موارد زیر:
- عقل ابزاری (تجربی): دانشمندان برای کسب دانش دربارهٔ پدیدههای طبیعی و مادی (محسوس) از این عقل استفاده میکنند و همواره به آزمونهای حسی و روشهای تجربی پایبندند. اصل انقباض و انبساط فلزات در علوم طبیعی و عوامل مهاجرت در جمعیتشناسی و... به کمک این عقل درک میشوند. جامعهشناسی تبیینی از عقل ابزاری برای پیشبینی و کنترل پدیدههای اجتماعی استفاده میکند.
- عقل تفسیری: برای فهم و تفسیر پدیدههای معنادار مانند کنش انسانها، گفتار و متن بهکار میرود. برای مثال معنای برخاستن یک فرد در جمع با کمک این عقل فهمیده میشود. جامعهشناسی تفسیری برای فهم دیگران و ارتباط با آنان یا معنابخشی و انسجام بخشی به زندگی اجتماعی از این عقل مدد میگیرد.
- عقل انتقادی: عقلی است که برای ارزیابی و داوری دربارهٔ مناسبات و ارتباطات انسانی بهکار میرود؛ مثلا وضعیت ارزشهای عدالت و آزادی را در روابط انسانی ارزیابی میکند. جامعهشناسی تفسیری به توصیف ارزشها و هنجارهای اجتماعی بسنده میکند ولی جامعهشناسی انتقادی از عقل ابزاری و عقل تفسیری عبور میکند و به دنبال عقلانیت دیگری میگردد که ظرفیت و توان داوری ارزشی و انتقادی داشته باشد و این ظرفیت و توان را در عقل انتقادی جستوجو میکند. تلاش کنید برای استفاده از عقل ابزاری، عقل تفسیری و عقل انتقادی نمونههای دیگری ذکر کنید.
| عقل ابزاری | عقل تفسیری | عقل انتقادی |
| در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای ترغیب او به انجام کاری که ما میپسندیم استفاده میکنیم. ............................................................ ............................................................ ............................................................ |
در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای شناخت یکدیگر، تفاهم و تعامل استفاده میکنیم. ....................................................... ............................................................ ............................................................ |
در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای اصلاح یک رابطهٔ ظالمانه استفاده میکنیم. .......................................................... ......................................................... ........................................................ |
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
- سنتهای الهی ...........................
خلاصه کنید (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
مدینۀ فاضله جامعهای است که بر محور علم سازمان یافته باشد.
در اسلام، علم از مهمترین ارزشهاست و موجب ارزشمندی انسان و عبادات او میشود. از نگاه اسلام علوم مراتب مختلفی دارد که همه آنها ارزش برابری ندارد. قرآن و پیامبر، همهٔ انسانها را به یادگیری علوم تشویق میکنند. جامعه آمانی قرآن براساس قسط و عدالت و برابری استوار شده است.
متفکران مسلمان به تبعیت ار قرآن در زمینهٔ علوم اجتماعی آثاری پدید آوردهاند.
ابنخلدون علوم اجتماعی را علم عمران و آبادی میداند و به شناخت حسی قانع است و عصبیت را عامل شکلگیری جوامع میداند.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
برخی متفکران به پیروی از قرآن کریم در زمینهٔ علوم اجتماعی تحقیقاتی کردهاند آثاری پدید آوردهاند از جمله فارابی که جوامع را به انواع مختلفی تقسیم کرده است. ابنخلدون نیز متفکر دیگری است که به شناخت حسی و تجربی جوامع پرداخته است. فارابی علوم اجتماعی را حکمت مدنی و ابنخلدون آن را علم عمران نامیدهاند.

